آخرین مطالب وب سایت روستای مارکده

گزارش نامه شماره 287 اول اسفند 1402

قصه مرادعلی (بخش نهم)      قاضی گودرزی به من گفت: «شهود خود را معرفی کن». من آقای محمد کرمی صادق ­آبادی مشهور به محمدآقا را معرفی کردم. محمد کرمی گفت: «من تا یاد می ­دهم صفرعلی پدر بزرگ اینها کشاورز مزرعه­ ی قارا آغاج بوده و شخصا در آن کار می­ کرد». در این وحله […]

گزارش نامه 286 نیمه بهمن ماه 1402

     قصه مرادعلی (بخش هشتم)      در آن سال آقای عباس کرمی کدخدا، چند نوبت بر علیه من شکایت کرد. یک بار عنوان شکایتش این بود که؛ میوه زردآلوها را تکانده و به سرقت برده است. و من را به اتفاق برادران و خواهران کوچکم و نیز مادر و همسر من که بچه شیر خواره […]

گزارش نامه 285 اول بهمن 1402

      قصه مرادعلی (بخش هفتم)       در همین حین، من چند اصله درخت زردآلو و آلوچه که نیمه خشک (برقی) شده بودند و دیگر بار نمی ­دادند را بریده بودم. کدخدا کرمی، این درختان بریده شده را بهانه قرار داد و به آقای حسن علامی گفت: « تو هم مقابله به مثل بکن، شکایتی با […]

گزارش نامه 284 نیمه دی ماه 1402

   قصه مرادعلی(بخش ششم)       هم مالکان و هم آقای حسینی مامور اداره کشاورزی، شب هم در همان ساختمان مزرعه­ ی قارا آغاج ماندند. صبح روز بعد، آقای براتی راننده ماشین اداره کشاورزی و نیز آقای حسینی مامور اداره، کنار رودخانه رفته بودند. آقای براتی من را صدا کرد، نزد آنها رفتم. آقای حسینی دست […]


آخرین دیدگاه های وب سایت روستای مارکده

دیدگاهی برای نمایش وجود ندارد.